محمد كاظم بن محمد تبريزى ( اسرار على شاه )

33

منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى )

تشريف‌فرماى دار السلطنه شده‌اند رفته به آن معبّر حقيقى و محقق طريقى كشف رؤيا نموده تعبيرش [ را ] خواستم . آن بزرگوار كلمات بلند و تحكمات ارجمند كه مشعر بر ترقى و ازدياد قابليت و استعداد اين ذرهء بىمقدار بود فرمودند و در آن ضمن از جهت مأموريتى كه از حضرت مجذوبعلى شاه در ترتيب منظر الاوليا داشتم اشارت فرمود . از باطن فيض مواطن آن بزرگوار نسخه‌اى چند كه مدت مديد سبب نقصان يك ركن ركين تاريخ تبريز بود از احوالات اولياء الله كه در دار السلطنهء تبريز آسوده‌اند بدين زودى به دست افتاد كه در مأموريت و مأذونيت خود شرمنده و سرافكنده نباشم . پس اين مجموعهء مبارك را به همان اسم خاص كه از آن ولى كامل شنيده بودم يعنى منظر الاوليا نام نهادم و مشتمل گرديد به يك حديقه و پنج روضه و يك بوستان . الاعانة و التوفيق من الملك المنان . حديقه : مقدمهء ترتيب اين منظر در بيان احوالات بعض از صحابهء رسول اكرم كه قبل از بناى تبريز در اين خاك پاك مدفون شده‌اند . روضهء اول : در احوالات امامزادگان اعظم و سادات محترم كه در تبريز اقامت ابدى نموده‌اند . روضهء دوم : در بيان احوالات اولياء الله كه در اين خاك پاك آسوده‌اند . روضهء سيم : در احوالات سلاطين كرام و وزراى ذوى الاحتشام كه در نفس شهر خوابيده‌اند . روضهء چهارم : در احوالات بعض از فحول شعرا كه در اين سرمنزل چشم آشنائى بسته‌اند . روضهء پنجم : در احوالات بعض از اين طايفهء اوليا كه در مضافات تبريز مدفونند . بوستان به عوض خاتمه در احوالات مؤلف و سلسلهء طريقه‌اش گويد . اميد از روح پرفتوح حضرت سيد الاوليا و حواريون آن بزرگوار آن است كه اين تحفهء محقر را از فقير حقير بىبضاعت در نظر اولو الابصار خصوصا در نظر اغماز ( ؟ ) آنكه اين اوراق پريشان به نام نامى و اسم گرامى آن معدن مناقب و مفاخر مزين و مرتب گرديده به درجهء قبول درآيد .